غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
503
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بمحروسهء اردبيل نقل كنند و زمرهء از خواص بارگاه سلاطينپناه در سنهء مذكوره متعهد آن خدمت شده جسد مطهر آنحضرت را بعد از انقضاء بيست و دو سال از قبر بيرون آوردند و در محفهء محفوف برحمت حى لا يموت نهاده بمقبره منوره آباء عظامش بردند و حال آنكه باوجود امتداد زمان اعضاى روحافزايش از هم نريخته بود و رنك بشرهء مباركش در غايت لطافت و نضارت مينمود و چون خاطر همايون پادشاه ربع مسكون از فتح شروان و نقل نعش مقرون برحمت و غفران فراغت يافت همدران زمستان عزم مراجعت جزم فرمود و از معبر جواد گذشته عنان جواد تازىنژاد بصوب قراباغ اران تافت و بقيهء ايام شتا در آن موضع فرحافزا گذرانيده در اوايل فصل بهار و مبادى اهتزاز رياحين و ازهار خورشيد مثال متوجه بيت الشرف خويش گشت متوطنان تبريز بسبب وصول موكب ظفر شعار شاه فلك اقتدار مسرت بسيار اظهار كرده تمامى دكان و بازار را آذين بستند و چنگ عيش و طرب ساز نموده بيمن مقدم مكرم فرمانفرماى عالم در بزم نشاط و خرمى نشستند و آن حضرت ببسط بساط عشرت پرداخته روزىچند در آن بلده بدولت و اقبال بگذرانيد آنگاه به ييلاق بيرون آمده در مرغزارى بهشت آثار منزل گزيد و در آن بهار پادشاه فلك پادشاه فلكاقتدار بقاعدهء استمرار در آن امكنه و منازل گاهى در بزم خرمى نشسته بكام دل از دست ساقيان ماهسيما ساغر صهبا درميكشيد و احيانا بر تخت عدالت و رعيتپرورى برآمده مهمات رعايا و عجزه را بكفايت مقرون ميگردانيد و در موسم تابستان كه اثمار باغ و بستان بمرتبهء كمال ترقى نمود و حرارت هوا چون دولت شاه مظفرلوا زمان زمان در افزود آن حضرت عازم سلطانيه شده جهة مصلحت يورش خراسان به اجتماع لشگرها فرمان داد و بعد از طى منازل در النك خرقان نزول اجلال فرمود و روزىچند توقف اتفاق افتاد . آغاز داستان فتح خراسان فرازندگان اعلام نكتهدانى و برازندگان اورنگ سخنرانى برين دقيقه عارف و ازين قضيه واقف خواهند بود كه دولت ابدى الاتصال شاه ستودهخصال را خاصيتى است كه هرصاحب توفيقى كه از سر صدق نيت و صفاى طويت روى اخلاص و نياز بساحت آستان اقبال طراز آورد از پرتو آفتاب عنايت ملك بىانباز نهال آمالش سايهگستر گشته غنچهء تمنايش در چمن مراد بنسيم سرافرازى شكفتن گيرد و هر وافر شوكتى كه بكثرت اسباب حشمت مغرور شد رقبهء عبوديت در حلقهء مطاوعت خدام درگاه سپهر منزلت درنيارد باندك زمانى دوحهء عظمتش از صرصر ادبار انقلاع يافته رياض مكنتش صفت وادى غير ذى زرع پذيرد نظير فقرهء اخير ازين تحرير صورت حال محمد خان شيبانى است كه بعد از فتح بلاد خراسان بسعت مملكت و بسطت ولايت و وفور خيل و حشم افزونى سپاه و خدم و كثرت آلات جنگ و جدال و بسيارى موجبات سلطنت